مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش هشتم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش هشتم - 5.0 out of 5 based on 1 vote

2-4- ایجاد یک صندوق

فرآیند سرمایه گذاری (VC) از زمان تأسیس شرکت سرمایه گذاری شروع می شود. بسته به ساختار شرکت (به عنوان مثال خصوصی، اسیر یا عمومی، به فصل 2.3 مراجعه کنید) این کار به روش های مختلفی انجام می شود. معمول ترین ساختار یک شرکت مستقل خصوصی است که بودجه ایجاد می کند. در نظرسنجی در ایساکسون 77% از کل وجوه در سوئد وجوه مستقل خصوصی بودند. علاوه بر این ، براساس EVCA (انجمن سرمایه و سرمایه گذاری اروپایی) ، تقریبا 95 درصد سرمایه گذاری ها (VC) در سوئد توسط صندوق های مستقل خصوصی انجام می شود. دلیل ایجاد شرکت سرمایه گذاری بسته به ساختار متفاوت است.

شرکتهای سرمایه گذاری عمومی به طور معمول غیر از سودآوری تجاری، هدف بلند مدت و بی عیب و نقصی دارند. برای جهت تقویت و رشد شرکتهای کوچک و متوسط. شرکتهای سرمایه گذاری اسیر شرکتهایی هستند که عمدتا از محل منابع داخلی توسط یک سازمان مادر تأمین می شوند. این شرکتها علاوه بر اهداف سرمایه گذاری عادی، می توانند اهداف استراتژیک نیز داشته باشند. برای اطلاعات بیشتر ، به بحث در فصل 2.3 و مقاله 4 (استراتژی خروج) مراجعه کنید.

با این حال ، بیشتر شرکتهای سرمایه گذاری فعالیت خود را با جمع آوری وجوهی که از آن سرمایه گذاری ها انجام می شود ، آغاز می کنند. این سرمایه اغلب از منابع مختلف (به عنوان مثال بانک ها ، صندوق های بازنشستگی ، شرکت های بیمه) جمع آوری می شود. شکل 13 تصویر فعلی از منابع سرمایه جمع آوری شده توسط صندوق های سهام خصوصی در سوئد را نشان می دهد.

شکل 13
سهام خصوصی که توسط سرمایه گذار در سوئد ایجاد شده است
 

سرمایه گذاران غالباً ترجیح می دهند در صنعت و خرید سهام سرمایه گذاری کنند، تا در شرکتهای خاص. دلایل قرار دادن پول در صندوق سرمایه گذاری چندین علت دارد. به عنوان مثال: بازده بالا ، تنوع ، جلوگیری از مشارکت فعال (نسبت به سرمایه گذاری مستقیم) و استفاده از دانش فنی دیگر سرمایه گذاران در یک منطقه خاص.

تحقیقات در مورد "تشکیل صندوق های سرمایه گذاری توجه نسبتاً کمی را به خود جلب کرده است" .تحقیقاتی که انجام شده است غالباً سیاست محور بوده و سعی در ایجاد برنامه هایی جهت ترویج سرمایه گذاری شده است. نمونه ای از چنین تحقیقاتی Jeng و Wells است که در یک مطالعه تطبیقی بیش از 21 کشور ، عوامل تعیین کننده بودجه سرمایه گذاری را مورد مطالعه قرار داده است. یافته اصلی آنها این بود که IPO مهمترین عامل تعیین کننده سرمایه گذاری بوده و پس از آن سطح صندوق بازنشستگی خصوصی می باشد.

همچنین با مطالعه مشابه در مورد جمع آوری کمک های مالی توسط صنعت سرمایه گذاری (VC) ایالات متحده ، دریافتند که "تغییرات نظارتی مؤثر بر صندوق های بازنشستگی ، نرخ مالیات بر سود سرمایه ، رشد کلی اقتصادی ، و هزینه های تحقیق و توسعه و همچنین عملکرد و اعتبار خاص شرکت ، بر جمع آوری سرمایه تأثیر می گذارد".

پیامد مهم از مطالعه و تحقیق این است که دولت ها می توانند با ایجاد شرایط جدید یا اصلاح شرایط موجود تأثیرگذار بر سرمایه گذاری های (VC)، نقش مؤثری در رشد سرمایه گذاری داشته باشند، به عنوان مثال با تغییر آیین نامه هایی مانع از سرمایه گذاری صندوق های بازنشستگی در شرکت های کوچک و متوسط می شود. همانطور که در فصل 3.1 مورد بحث قرار گرفت ، به نظر می رسید که این تغییرات تأثیر بسیار مثبتی بر توسعه بازار سرانه سوئد داشته است.

مطالعه دیگری که می تواند به این حوزه مرتبط باشد ، Gompers (1996) است که نیاز به شرکتهای سرمایه گذاری جوان را نشان داد که توانایی آنها در سرمایه گذاران بالقوه را نشان می دهد ، چیزی که اصطلاحاً آن را grandstandingمی نامند. حتی اگر این مطالعه بیشتر به رفتار سرمایه داران در زمینه سرمایه گذاری بپردازد ، این امر همچنین نشان می دهد كه تأمین كنندگان صندوق می توانند ، مثلاً با تمرکز بر سرمایه گذاری در صنایع خاص بر رفتار در بازار سرمایه گذاری تأثیر بگذارند

سرمایه گذاران مانند همه مشاغل باید یک استراتژی سرمایه گذاری داشته باشند. این امر معمولاً با هدف قرار دادن مجموعه ویژه ای از فرصت های سرمایه گذاری صورت می گیرد: سرمایه گذاری در یک منطقه جغرافیایی خاص (به عنوان مثال شمال سوئد) یا یک صنعت خاص (به عنوان مثال بیوتکنولوژی یا نرم افزار رایانه ( (Gupka and Sapienza Gupka and Sapienza, 1992; Norton and Tenebaum, 1993; Carter and Van Auken, 1994). به عنوان مثال ، در سوئد 20 درصد از کل سرمایه گذاری سال 2005 در صنعت بیوتکنولوژی و 13 درصد در صنایع مرتبط با رایانه قرار گرفت.

سایر پارامترهای استراتژی صندوق ها را می توان مبنی بر مرحله توسعه سرمایه گذاری قرار داد (به عنوان مثال قبل از شروع ، نقطع شروع ، راه اندازی ، توسعه یافته) که سرمایه گذاری در آن قرار گرفته است. انتخاب مراحل به مشخصات ریسک و بازده صندوق سرمایه گذاری کمک می کند ، یعنی مراحل اولیه معمولاً حاکی از ریسک بالا و بازده مورد انتظار بالا است. به منظور به حداقل رساندن ریسک، سرمایه گذاران نقش موثری در توسعه شرکتهای کارآفرین دارند. به عنوان بخشی از نقش فعال آنها ، اغلب به جایگاه هیئت مدیره در شرکت احتیاج دارند. صندوقهایی که سرمایه های خود را در سرمایه گذاری های مرحله بعدی قرار می دهند، تمرکز بیشتری بر اهداف بلند مدت و کمتر در کارهای روزمره در شرکت دارند. مکانیسم دیگری برای کنترل ریسک سرمایه گذاران در مرحله اولیه ، این است که سرمایه گذاری ها را با توجه به نقاط عطف خاص انجام دهند. در نتیجه ، سرمایه گذاران در صورت دستیابی به نقاط عطف مشخص ، بودجه را تأمین می کنند.

3-4-  جریان معاملات

اساساً دو رویکرد متفاوت برای کشف فرصتهای جدید برای شرکتهای سرمایه گذاری وجود دارد، رویکرد فعال و رویکرد واکنشی. در رویکرد فعال ، سرمایه داران به طور فعال به دنبال شرکت های کارآفرین بالقوه برای سرمایه گذاری در این کشور هستند ، به عنوان مثال با حضور در نمایشگاه های صنعت یا دخالت مستقیم در محیط های تأثیرگذار نوآورانه. رویکرد واکنشی حاکی از آن است که سرمایه داران منتظر رسیدن طرح های پیشنهادی برنامه های تجاری هستند. در تحلیلی از شرکتهای سرمایه گذاری در اواسط دهه 1980 ، Tyebjee و Bruno دریافتند که سرمایه داران بدون هیچ تلاشی به صورت غیر فعال منتظر ارائه پیشنهادهای سرمایه گذاری بودند. Sweeting همچنین دریافت که بیشتر معاملات توسط اشخاص ثالث ارجاع شده و سرمایه داران ریسک پذیر به ندرت سعی می کنند فرصت های سرمایه گذاری جدید را به صورت فعالانه کشف کنند.

در مطالعه‌ای که توسط Engebretsen و Lundberg انجام شد ، از هفت سرمایه دار سوئدی خواسته شد تا منابع اصلی پیشنهادهای تجاری را که دریافت کردند را تخمین بزنند. دو منبع اصلی دسترسی به فرصت های سرمایه گذاری، خود کارآفرینان و شبکه های غیر رسمی بودند. منابع دیگر (به ترتیب نزولی): شبکه رسمی، شرکا رسمی ، واسطه های مالی و جستجوی فعال بودند. مانند Sweeting وTyebjerg و Bruno ، نتیجه گیری اصلی این بود که سرمایه داران تقریباً بدون استثناء از رویکرد واکنشی و منفعلانه برای ایجاد معاملات استفاده می کردند.

بسیاری از سرمایه گذاران ترجیح می دهند از دیگر سرمایه گذاران جهت سرمایه گذاری شامل سرمایه گذاری های همگانی یا سرمایه گذاری های مشترک استفاده کنند. دلیل افزایش سرمایه گذاران در درجه اول گسترش ریسک، دسترسی به فرصت های بیشتر و ایجاد یک دانش گسترده تر برای تصمیم گیری های سرمایه گذاری است. مک نالی معتقد است ، "سرمایه گذاری های مشترک با سرمایه داران (سرمایه گذاری های موازی) یک روش بالقوه سودمند برای شناسایی فرصت های سرمایه گذاری و همچنین دستیابی به تخصص سرمایه گذاری سرمایه گذار است". این رابطه اغلب یک وضعیت سرمایه گذاری سندیکا بین دو یا چند سرمایه گذار در یک شبکه ایجاد می کند. به منظور دستیابی مدیران سرمایه گذار به یک فرصت توسط دیگر مدیران سرمایه گذاری ، یک تعهد برگشت پذیر وجود دارد تا این مدیران فرصت های سرمایه گذاری دیگری را فراهم کند.

خواندن 441 دفعه