مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش ششم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش ششم - 5.0 out of 5 based on 1 vote

3.4. نتيجه نهايي درباره سنجش بازارهاي سرمايه گذاري

تلاش برای سنجش اندازه بازار سرمایه پذیر کار بسیار سختی است. به خصوص در تلاش برای یافتن تقریبی داده های قدیمی و فعلی ، و به خصوص برای یک بازار کوچک و نابالغ سرمایه مانند بازار سوئد. اولین معضل اساسی عدم وجود اطلاعات قابل اطمینان است. فقط از اواسط دهه 90 میلادی است که ،

برای مثال ، فهرست اعضای انجمن سرمایه گذاری سوئد نسبتاً معتبر می باشد. حتی آمار انجمن سرمایه گذاری اروپا نیز غیرقابل اطمینان است. یکی از دلایل عدم وجود بانکهای اطلاعاتی کامل این است که در صنعت (خصوصاً صنعت سرمایه گذاری خصوصی) اطلاعات محافظت و پنهان می شود. معضل دوم سرعتی است که در آن بازار تغییر می کند. این مسئله به ویژه در طی سالهای 1998 تا 2001 مشکل ساز بود. مشکل سوم این است که شمارش شرکت های سرمایه گذاری و سرمایه بسیار به تفسیر و نظرات شخصی مربوط می شوند. (به عنوان مثال شرکت سرمایه گذاری چیست و چگونه سرمایه تحت مدیریت حساب می شود). غیرمعمول نیست که در برخی از آمارها به این نتیجه برسید که موسسات با وام دولتی مانند ALMI یا Norrlandsfonden به عنوان شرکتهای سرمایه گذاری محسوب می شوند.

مشکل دیگر در شمارش این واقعیت این است که غالبا فقط اعضای انجمنهای سرمایه گذاری مشخص شده در این شمارشها، شمارش می شوند ، حتی اگر همه شرکتهای سرمایه گذاری در SVCA (انجمن سرمایه و سرمایه گذاری خصوصی سوئد) یا EVCA (انجمن سرمایه گذاری سرمایه گذاری اروپایی) عضو نباشند.

شمارش مضاعف سرمایه گذاری ها و سرمایه مشکل دیگری است که متداول است ، یعنی اول شمارش سرمایه نامین کنندگان صندوق و سپس دوباره سرمایه در صندوق سرمایه گذاری (vc)، که سرمایه گذار صندوق در آن سرمایه گذاری کرده است شمارش می شود. با این وجود ، شکل 6 (توسعه بازار سرمایه گذاری سوئد) تلاشی برای گردآوری منابع مختلف اطلاعات برای تهیه تصویر کاملی از بازار سرمایه گذاری سوئد در بیش از 20 سال است.

تحلیل سرمایه گذاری در بازار سرمایه گذاری سوئد حتی دشوارتر از سنجش اندازه بازار است.
آمار موجود به دلیل خطاهای اندازه گیری و انحرافات در پاسخ، از کیفیت بسیار ضعیفی برخوردار هستند. آمارهای سه ماهه SVCA و NUTEK، بهبود یافته است ، اما بسیاری از مشکلات بررسی پاسخگویی هنوز وجود دارد. آمارهای سه ماهه براساس داده های نظرسنجی است و میزان پاسخگویی بین 59 تا 85 درصد متغیر است (برای دوره 2003-2006). از این رو ، داده ها فقط نمونه ای از کل جمعیت را در بر می گیرد. شدیدترین خطای اندازه گیری در آمارهای سه ماهه احتمالاً شمارش مضاعف است. به عنوان مثال ، اگر سه شرکت سرمایه گذاری مشترکاً در یک شرکت سرمایه گذاری می کنند، این به عنوان سه سرمایه گذاری ثبت شده است.

این ممکن است منجر به افزایش ارزش نرخ در سرمایه گذاری شود ، زمانی که عملا نشانه ای از افزایش سندیکا (سندیکا زمانی است كه گروهی از سرمایه داران سرمایه گذار به طور مشترك در یك شركت سرمایه گذاری می كنند) در میان سرمایه داران با سرمایه گذاری است.

3.5. نقش دولت سوئد

از ابتدا دولت سوئد نقشی فعال در تلاش برای ایجاد یک بازار سرمایه گذاری مهم در سوئد و کاهش شکاف حقوق صاحبان سهام بازی کرده است. همچنین دخالت دولت سوئد به عنوان یک دوره طولانی آزمایش و خطا دیده می شود و آنجا بسیاری از خطاها رخ داده است. شرکت سرمایه گذاری منطقه ای که در دهه های 70 و 80 ایجاد شده بود ، به طور کلی فقط یک سرمایه گذاری بسیار گران و ناموفق بود. مشوق های مالیاتی برای سرمایه گذاری های ریسک پذیر به هیچ وجه تأثیری نداشتند. کمک های مالی به بازارهای سهام جدید با مشکلاتی احاطه شده اند که می توان تاثیر آنها را زیر سؤال برد.

حتی معیارهایی که موفقیت آمیز به نظر می رسد، در بررسی در دوره زمانی گذشته، جای سوال دارد. سرمایه گذاری پشت سر هم "حباب" تا حد زیادی ناشی از افزایش بیش از حد سرمایه های سرمایه گذاری بود، و بزرگترین تأمین کننده سرمایه گذاری در بازار سرمایه گذاری سوئد قبل از حباب از طریق دستگاههای مختلف دولتی مانند صندوق های بازنشستگی ، Industrifonden ، Teknikbrostiftelserna. . از این رو ، دخالت مستقیم دولت سوئد باعث تقویت بازار ضعیف در اوایل دهه 90 و اضافه شدن بیش از حد رفتار سرمایه گذاری سوداگرانه در حدود سالهای 1998-2001 شد.

دولت در بازار، با ایجاد نهادهایی (به عنوان مثال شرکتهای سرمایه گذاری دولتی) که در شرکتهای کوچک سرمایه گذاری کرده اند ، نقش مستقیم داشته و نقش غیر مستقیم با تلاش برای ایجاد یک محیط حمایتی برای طرف عرضه و تقاضای سرمایه گذاری (به عنوان مثال مشوق های مالیاتی) داشته است.

در دهه 70 و 80، دولت (از طریق نهادهای محلی ، منطقه ای یا دولتی) حدود 30 شرکت سرمایه گذاری تأسیس کرد.
شکل 10 اسامی و سالهای تأسیس این شرکتها را نشان می دهد.

شکل 10
دولت در دهه 70 و 80 بنگاههای سرمایه گذاری را ایجاد کرد
 

Företagskapital اغلب به عنوان اولین شرکت سرمایه گذاری سوئد شناخته می شود با وجود اینکه Svetab چند سال قبل شروع به کار کرده است. Svetab اگر چه آنها به عنوان یک شرکت عمل می کرد ، اما خود را یک شرکت سرمایه گذاری تعریف نمیکرد. تعداد بسیار کمی از این شرکتها همچنان به عنوان شرکتهای سرمایه گذاری فعال هستند. بقیه یا منحل شده اند، یا ادغام شده و یا معمولاً به گروه های صنعت خصوصی تغییر کاربری دادند.

در سال 1996 ، پارلمان حسابرسان مروری بر اثرات و موفقیت شرکتهای سرمایه گذاری كه در دهه 80 ایجاد شده بودند ، انجام دادند. داوری کلی آنها خیلی مثبت نبود. تعداد کمی از شرکتها قادر به سرمایه گذاری در مشاغل موفق و پایدار بودند. پارلمان حسابرسان تخمین زدند که در سال 1996 هنوز حدود 400 تا 500 نفر در مشاغل مختلف مشغول به کار بودند که توسط شرکتهای سرمایه گذاری تأمین مالی می شدند. هزینه کل تلاش دولت در این شش شرکت سرمایه گذاری تقریباً 200،000 کرون برای هر فرد شاغل بود.

نیمه اول دهه 1990 دوره ای بسیار تاریک و آشفته برای اقتصاد سوئد بود. در سال 1990، قیمت دارایی ها (املاک و مستغلات) به عنوان عاملی برای واکنش به رونق (یا حباب) که از سال 1987 آغاز شده بود به طرز چشمگیری سقوط کرد. همراه با چند عامل اقتصادی خرد و کلان دیگر (به عنوان مثال نرخ بهره بالا ، آشفتگی بازار ارز) ، موج جزر و مدی ورشکستگی ها ضربه بزرگی به بخش بانکی وارد کردند که منجر به یک بحران شدید بانکی در سوئد شد. دولت سوئد حتی برای نجات سیستم بانکی از سقوط کامل مجبور به اجرای طرح ضمانت پشتیبانی بانکی شد. تلاطم بازار ارز، اروپا و سوئد را مجدداً در سال 1992 ویران كرد. بانك مركزی سوئد تلاش كرد نرخ ثابت را در برابر ECU (كه منجر به نرخ بهره غیر طبیعی بالا می شود) حفظ كند تا در نوامبر 1992 هنگامی كه تسلیم شد و به کرون اجازه داد تا در بازار ارز شناور شود. از این رو حدود 25 درصد به شدت کاهش یافت.

ایجاد (یا تغییر در آیین نامه) دستگاههای مختلف دولتی که به طور مستقیم سرمایه گذاری می کنند (بخصوص ndustrifonden ، صندوق های بازنشستگی ملی سوئد و Teknikbrostiftelserna ) احتمالاً عملیاتی است که بیشترین تأثیر مستقیم را در توسعه بازار سرمایه گذاری سوئدی در طول چرخه دوم داشت با این وجود ، با این حال، علاوه بر این ابتکارات،
تعداد بسیاری ابتکار عمل دیگر در طول دهه 90 مورد آزمایش قرار گرفته اند ، از جمله مشوق های مالیاتی ، پشتیبانی از بورس های رده دوم و پشتیبانی از شبکه های فرشته تجاری. در ادامه برخی از این اقدامات مورد بحث قرار گرفته است.

یکی از اقدامات انجام شده در سال 1992 ، ایجاد دو شرکت سرمایه گذاری Atle و Bure بود. این دو شرکت در مجموع 6.5 میلیارد کرون تأمین شدند. توجیه دولت سوئد ، برای مداخله در بازار و تأمین مستقیم آن از سرمایه گذاری، این بود که نیاز به بودجه اولیه را برای حفظ رشد اقتصادی تأمین می کرد و به این دلیل که دولت معتقد بود بازار به اندازه کافی پاسخگوی این نیاز نیست.

یکی از اقدامات انجام شده ، ایجاد دو شرکت سرمایه گذاری سهام عدالت و بور در سال 1992 بود. این دو شرکت در مجموع 6.5 میلیارد SEK تأمین شدند. توجیه دولت سوئد ، برای مداخله در بازار و تأمین مستقیم آن از سرمایه گذاری ، این بود كه برای حفظ رشد اقتصادی نیاز به بودجه اولیه را تأمین می كرد و به این دلیل كه دولت معتقد بود بازار پاسخ نمی دهد. به اندازه کافی به این نیاز (SOU ، 1993: 70).
تجربه دولت سوئد از مشکلات دهه 80 در مدیریت شرکت های سرمایه گذاری، زمانی که Atle و Bure بوجود آمدند استراتژی دولت را تحت تأثیر قرار دادند. این بار هدف این بود که شرکتها هرچه سریعتر خصوصی شوند. امید آن بود
زمانی که شرکت ها شروع به کار کردند (با هدف سرمایه گذاری در شرکت های جدید با پتانسیل رشد) ،
دولت باید دارایی خود را در شرکت ها کاهش دهد و اجازه دهد بازار مشکلات را حل کند. هدف Atle و Bure نسبت به شرکتهای سرمایه گذاری منطقه ای در دوره های قبل بسیار بهتر بود.

به دنبال این استراتژی ، دولت شروع به کاهش منابع خود از اوایل سال 1993 کرد هنگامی که شرکت ها در بورس اوراق بهادار استکهلم قرار گرفتند. تا سال 1995 دولت بقیه دارایی های خود را در Atle و Bure فروخته بود. سرمایه ای که برای فروش دریافت شده بود به موسسه Industrifonden (صندوق توسعه صنعتی سوئد) تبدیل شد تا در تامین سرمایه توسط شرکتهای جدید استفاده شود. Industrifonden در ابتدا در سال 1979 با هدف ارتقاء رشد صنعتی در سوئد تأسیس شد. در عمل این صندوق به یک وام دهنده محدود به شرکتهای بزرگتر سوئد تبدیل شد. دولت به همراه سرمایه Atle و Bure ، تمرکز موسسه را از شرکتهای بزرگ به شرکتهای کوچک و متوسط ​​تغییر داد. تأمین مالی وام هنوز فعالیت اصلی Industrifonden است ، اما این صندوق نیز تا حدی درگیر بودجه سرمایه گذاری (سهام) است. در حال حاضر هدف تجارت Industrifonden این است که به عنوان یک سرمایه گذار فعال شرکتهای رو به رشد سوئد را با سرمایه، دانش و سیستم به هم پیوسته تأمین نماید. امروزه Industrifonden اصلی ترین نهاد دولتی است که به طور فعال سرمایه گذاری های سرمایه گذاری را انجام می دهد. بنابراین حتی اگر Atle و Bure انتظارات دولت را به طور مستقیم برآورده نکند ، سرمایه حاصل از فروش این شرکتها برای سرمایه گذاری های VC مدیریت و مورد استفاده قرار می گیرد.

یکی دیگر از تصمیمات مهم در این زمان ، تغییر در آیین نامه ششمین صندوق بازنشستگی ملی سوئد در سال 1996 بود. این تصمیم باعث شد تا این صندوق بتواند 10 میلیارد کرون خود را در شرکتهای غیرانتفاعی (شرکت ثبت نشده) سرمایه گذاری کند. نقش صندوق بازنشستگی در حال حاضر ایجاد سودهای بلند مدت و حفظ ریسک معقول و مناسب با سرمایه گذاری خطر پذیر در شرکتهای رو به رشد متوسط و کوچک سوئد ، به این ترتیب در توسعه تجارت سوئد نقش دارد. صندوق یک مالک مستقل است که در صندوق های سهام خصوصی سرمایه گذاری می کند و مستقیماً صاحب سهام در تعداد محدودی از شرکتهای رو به رشد می شود. در حال حاضر صندوق بازنشستگی یکی از بزرگترین تأمین کنندگان صندوق در بازار سرمایه گذاری سوئد است. در سال 2005 ، صندوق ششم بازنشستگی بیش از 14 میلیارد کرون متعهد به سرمایه گذاری در صندوق های سهام خصوصی یا شرکت های مستقر در این صندوق بود.

سومین تصمیم مهم که بیشتر روی تقاضا در بازار سرمایه گذاری متمرکز بود ، تأسیس Teknikbrostiftelserna در سال 1994 بود. هدف از این کار ایجاد ارتباط بین موسسات آموزشی و مشاغل ، و بین محققان و کارآفرینان بود. علاوه بر توسعه انواع مختلف همکاری بین مؤسسات آموزشی و دنیای تجارت ، Teknikbrostiftelserna همچنین بودجه و کمک به برقراری ارتباط بین شرکت کنندگان و سرمایه گذاری را فراهم می کرد Teknikbrostiftelserna با فعالیتهای مختلف از جمله یارانه جهت نوآوری ، ثبت اختراعات ، انکوباتورهای فناوری ، صندوق سرمایه شروع ، صندوق های سرمایه گذاری و غیره، یارانه های مختلفی معین کرد.

در سال 1993 ، كاهش مالیات برای سرمایه گذاران خصوصی كه سهام خود را به مشاغل كوچك منتقل می كردند ، با حداقل مدت نگهداری 5 ساله، به عنوان بخشی از بسته احیای صنعت پیشنهاد شد. یک طرح تشویقی مالیاتی کوتاه مدت برای سرمایه گذاری های خطرپذیر بعداً در سال 1996 آزمایش شد. این طرح (riskkapitalavdrag) با هدف سرمایه گذاری سرمایه گذاران خصوصی در مشاغل کوچک بود. با این حال، محدودیت های موجود در این طرح ، جذب سرمایه گذاری در شرکتهای کوچک را ناکارآمد کرد و پس از تنها یک سال لغو شد.

تشکیل بازار فرابورس سوئد (OTC) در سال 1982 و عملکرد قوی بازار اصلی سهام به دنبال آزادسازی مالی در اواسط دهه 1980 به توسعه اولیه صنعت سرمایه گذاری در سوئد کمک کرد. بازارهای درجه دوم نقش عمده ای در تأمین اعتبار توسعه شرکتهای رو به رشد و ارائه راه های خروج برای سرمایه گذاران در سوئد داشته اند. به منظور حمایت بیشتر از توسعه بورس های ردیف دوم ، دولت طرحی را برای حمایت از پیشنهادات اولیه عمومی و بازارهای جدید کوچک و محدود معرفی کرد. این پشتیبانی یارانه نسبتاً اندکی را در پی داشت که هدف آن کاهش هزینه ساخت IPO بود و به شرکتهای عمومی و بازاریان نیز داده می شد. چندین بازار جدید و بازارهای تجاری غیررسمی در اواخر دهه 90 آغاز به کار کردند. این طرح تا حدودی به دلیل بازارهای بی ثبات در اواخر دهه 90 نسبتا موفقیت آمیز بود.

علاوه بر مزیت بیشتر سرمایه گذاری مستقیم و مشوق های موجود، چندین برنامه با تمرکز بیشتر بر روی بازار سرمایه گذاری ، وجود داشته است ، به عنوان مثال، برنامه هایی با هدف ایجاد شرکت های جدید و نوآور.

خواندن 1111 دفعه